|
دفاع همچنان باقیست...
|
|
|
|
||||
|
پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در رابطه با فضیلت تشییع جنازه می فرمایند: هرگاه کسى پیکری را تشییع کند، به هر قدمى که برمى دارد ثواب صد هزار هزار حسنه در نامه عملش ثبت و صد هزار هزار گناه از نامه عملش محو مى شود و صد هزار هزار درجه برایش بالا مى رود.
پوستر در ادامه مطلب... ادامه مطلب
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مادر شهید «مجتبی قرایی» گفت: 14 سالش بود که راهی جبهه شد. من و پدرش راضی نمیشدیم که برود. آنقدر اصرار کرد تا راضی شدیم.رفت ولی هنوز.... ادامه مطلب
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
ادامه مطلب
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلام بر مادر!سلام بر خواهر همه زخمهای زمین.او که شعر را در رگهایم دوانید و شهادت را... و آموخت که عاشق باشم تا مرز جنون،تا حد مرگ وبه من آموخت که دوستت داشته باشم،تا پای جان،تا آخرین نفس. سلام بر شلمچه!سلام بر خاک مظلوم!خاک پاره پاره های غریب! شلمچه!این روزها می کشانندت این ور و آن ور.پاس می دهند به هم و گاهی می کوبند روی سر من و گاهی سیلی روی صورتم. تا می آیم حرف بزنم یک کاسه خون می گذارند جلویم و می گویند:این یعنی شلمچه...این یعنی ساکت...! شلمچه بهشت سرخ پوش شقایق ها! آنها سهم مرا در تو انکار می کنند.حرفی ندارم.همه تو مال آنها و همه شبهای دوکوهه و همه عطر مردابهای مجنون. بگذار در قطعات بسته بندی شده سردخانه ای در بازار ،دست بدستتان کنند و به دندان بکشندتان. حرفی نیست!فقط سلام مرا به عطر مردابهای مجنون برسان و بگو هنوز ضجه های مادرم منتظر تکه تکه های شقایق خویش است. اصلا نمی دانم چرا این چند خط را نوشتم؟ بگذریم...
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
همزمان با شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)پیکر پاک شهیدان اکبر عسگری و محمد مهدی عموچی، بر روی دست مردم مومن و انقلابی و شهید پرور شهرستان خمینی شهر تشییع می شوند و در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده می شوند.
لازم به ذکر است این دو شهید بزرگوار با مشخصات"شهید اکبر عسگری،لشگر14امام حسین"و"محمد مهدی عموچی، لشگر21حمزه " در عملیات بیت المقدس شهید گردیدند و در مسیر خرمشهر-اهواز کشف گردیدند.
چه خوب شد آمدی برادر! غروب آدینه است و تو به معراج رسیده ای و قطار انتظار افتاده روی ریل ظهور. ما منتظریم تا در واپسین ایستگاه تاریخ، نور را مضاعف کنیم و ببینیم بیعت ماه را با خورشید و بگرییم همراه با مادرت چون ابر در بهاران؛ کجایید ای شهیدان خدایی، بلاجویان دشت کربلایی؛ کجایید ای سبکبالان عاشق، پرنده تر ز مرغان هوایی.
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث شاهدان
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كمتر كسي فكرش را ميكرد كه يك روستاي كوچك به اسم دهلاويه كه قبل از جنگ كمتر كسي نامش را شنيده بود، اين همه زائر پيدا كند و مردم از خاكش براي خود يادگاري بردارند. دهلاويه در شمال غربي سوسنگرد، در كنار جاده بستان است. حكايت اين روستاي كوچك شنيدني است.
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در مسير جادهاي كه از مرز به بستان كشيده شده است منطقهاي شهيد پرور به نام چزابه؛ اين منطقه در شمال غربي بستان است.
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هويزه با نام شهيد علمالهدي عجين است؛ با خاطرات نبرد نابرابر عدهاي محدود در مقابل لشگر تانكها و به خون غلتيدنهاي جوانان مومن.
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آخرين ايستگاه قطار همينجا بود؛ «دوكوهه» ردپاي همه شهيدان را ميتواني در دوكوهه پيدا كني. پادگاني نزديك انديمشك كه زمان جنگ، بخش جنوبي آن سهم سپاه شد.
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روي زمين دنبال آسمان نگرديد؛ هر چه هست آن بالاست.
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اروند را رودي وحشي خواندهاند؛ با جزر و مدي هولناك. با دو مسير متفاوت و عمقي وحشتناك؛ اما حالا خروشي هميشگي... بهتر است بگويم اروند رودي وحشي بود، اما اينك برخلاف ظاهر ناآرام و متلاطمش، دروني آرام و مغموم دارد و بيتاب است. اروند! آرام باش، آرام! ما نيز داغداريم. برچسبها: مروری بر منطقه عملیاتی اروند کنار
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به گزارش پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی مفقودین و شهدای گمنام،دفتر کمیته بین المللی صلیب سرخ در ژنو اعلام کرد بقایای پیکرهای 178 سرباز ایرانی و عراقی که طی جنگ بین سالهای 1367-1359 بین دو کشور کشته شدند، کشف شد.
این مأموریت که از 27 ژانویه تا 14 فوریه (7/11 تا 25/11/90) انجام شد، دومین مأموریت از نوع خود طی کمتر از سه ماه بود که در خاک عراق و تحت نظارت کمیته بینالمللی صلیب سرخ انجام شد.
"دیکا دولیچ" یکی از نمایندگان دفتر صلیب سرخ درعراق در این رابطه گفت : مقامات عراقی شامل مسئولین وزارت حقوق بشر این کشور و مقامات ایرانی، در همکاری نزدیک با هم مکان این بقایای انسانی را کشف و آنها را بازیابی کردند. زمانی که این بقایا شناسایی شوند، خانوادهها از سرنوشت بستگان مفقودشان مطلع و قادر خواهند بود برای آنها سوگواری کنند.
در همین حال "جوآنا دورائو" از دفتر کمیته بینالمللی صلیب سرخ در ایران نیز یادآور شد نمایندگان هر دو کشور بر تعهد خود برای ادامه عملیاتِ جستجو تأکید و برای انجام مأموریتهای مشترک مشابه در ماههای آتی برنامهریزی خواهند کرد. به گفته وی دو طرف همچنین توافق کردند که پیکرهای 21 شهید ایرانی تا پیش از پایان ماه فوریه به وطن بازگردانده شود.
در سال 2008 ایران، عراق و کمیته بینالمللی صلیب سرخ روند سهجانبهای را آغاز کردند که هدف از آن روشنکردن سرنوشت کسانی است که پس از پایان جنگ همچنان مفقود هستند. از آن زمان مقامات ایرانی و عراقی توانستهاند سرنوشت حدود 2500 مفقود را روشن کنند و طی آن پیکرهای 407 شهید به وطن بازگردانده شده است.
کمیته بینالمللی صلیب سرخ به عنوان یک میانجی بیطرف از تلاش مقامات ایرانی و عراقی به منظور روشن شدن سرنوشت کسانی که در طول جنگ تحمیلی هشت ساله رژیم بعثی سابق عراق علیه ایران مفقود شدهاند پشتیبانی می کند.
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر توانستي قاعده و قانون طبيعت را بشكني، معجزه كردهاي. طبيعت يك سري قاعده و قانون دارد كه شكستن آن كار هر كسي نيست. هيچ كس باور نميكرد بشود در بحبوهه جنگ روي اروند خروشان، با آن جزر و مد زيادش و با آن عرض بلندش پل زد. اما جنگ ثابت كرد مرداني هستند كه كاري به قاعده و قانون طبيعت ندارند و يك «يا علي» ميگويند و ميزنند به آب. پس از عمليات والفجر هشت، بايد يك راه ارتباطي بين خاك خودمان و شهر فاو كه تازه به دست رزمندگان اسلام افتاده بود، ايجاد ميشد. رزمندگاني كه در فاو بودند، بايد پشتيباني ميشدند. امكانات و نيرو ميخواستند. قبل از والفجر هشت، پلهايي روي اروند زده بودند، اما اروند هيچ كدام را تحمل نكرده بود و همه را بلعيده بود. يك پل ساخته بودند به نام پل فجر، كه شبها آن را نصب ميكردند و روزها جمعش ميكردند. اين پل نيز توان انتقال حجم نيروها و امكانات را نداشت و كارآمد نبود. بايد پلي ساخته ميشد محكم و مطمئن تا بتواند در شبانهروز تجهيزات و تداركات و مهمات را به آساني به آن سوي آب برسانند. پل بعثت، به طول 900 متر و عرض 12 متر روي اروند زده شد تا چشم جهانيان را خيره كند.
پنج هزار لوله 12 متري، به قطر 142 سانتيمتر و ضخامت 16 ميليمتر از جنس فولاد، در عمق دوازده متري رودخانهاي خروشان كه ارتفاع جزر و مدش از پنج متر هم بالاتر ميرفت، شش ماه از جهادگران اسلام وقت گرفت. دشمن در طول جنگ از هر سلاحي استفاده كرد كه پل را از بين ببرد، اما نتوانست.
بچهها دو طرف لولهها را بسته بودند كه لولهها در آب غرق نشوند. بعد از اينكه كار اتصال لولهها انجام ميشد، در لولهها را باز ميكردند تا آب با فشار از لولهها عبور كند و لولهها به زير اب بروند و غرق شوند. بعد روي لولهها را زير سازي و آسفالت ميكردند. طراح اين شاهكار بزرگ، مهندس بهروز پورشريفي از برادران جهاد سازندگي بود.
پل بعثت، شاهكار مهندسي ـ رزمي تاريخ دفاع مقدس است و امروز با همين عنوان در دانشگاه مهندسي دافوس، تدريس ميشود. برخي از قطعات اين پل، امروز در گلزار شهداي خرمشهر است و برخي ديگر، همانجا كنار اروند، به تماشا نشسته است. تماشاي همت شيرمرداني كه او را خلق كردند و از روي او گذشتند و سندي بر هنر و اراده جوانان اين مرز و بوم افزودند. منبع: شهدای گمنام
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مؤذنان شهید آخرین روز های تابستان 72 بود و دست های جستجوگر بچه های تفحص به دنبال پیکر شهدا می گشت . ادامه مطلب
+
نوشته شده در ساعت توسط پلاک
|
|
|||||
|
|||||